با گذشت مدت قابل توجهی‌ از انتشار اخبار درگیری‌های سیاسی اخیر در باکو تا کنون هیچ بازتابی از این اتفاقات را در رسانه‌‌های به اصطلاح هویت طلبانه گرگ‌های خاکستری شاهد نبوده ایم. مساله تأسف باری که بسیاری از دست‌های پشت پرده را نمایان کرده است.

خود فروختگان بی‌ مایه‌ای که با ادعای پوچ حمایت از ملت(!؟) ترک آذربایجان از هیچ اهانتی به ایران و ایرانی‌ فروگذار نکرده اند اکنون در قبال جنایت‌های رژیم الهام شاه سکوت معنا داری را اختیار کرده اند.

همان نشریات و به اصطلاح ژورنالیست‌های ناتوانی که مردم آذربایجان و اران را یک ملت واحد میدانند و هویت و ملیت ایرانی‌ آذربایجان را انکار میکنند. همان‌هایی‌ که به زعم خودشان در تلاش برای حفظ هویت آذربایجان از هیچ توهینی به سرمایه‌های تاریخی‌ ایران فرو نمی‌گذارند و سخیف‌ترین اهانت را به شاخصه‌های هویت ایرانی‌ ،از عیلامیان و هخامنشیان و کورش و داریوش گرفته تا فردوسی و شاه عباس و ستارخان، روا می‌دارند. همان دزدان فرهنگی‌ که در عین نفرت از نام پاک ایران به تمام اندوخته‌های گرانبهای آن چشم طمع دارند و هرچه به دستشان می‌رسد از نظامی و مولوی تا خواجه نصیر الدین طوسی و صفویان و امیرکبیر و شهریار و حتی دکتر مصدق را به نام خود ثبت میکنند. همان‌هایی‌ که باعث و بانی‌ تمام مشکلات آذربایجان را اقوام نژاد پرست (؟!) فارس و کرد و ارمنی و… میدانند و همواره در حال کینه پراکنی میان ایرانیان هستند و از این همه بی‌ شرافتی هیچ شرمسار نیستند و چنان غرق در اندیشه‌های نژاد پرستانه اند که بدیهیات تاریخی‌ چون کشتار ارامنه و خیانت فرقه دموکرات به آذربایجان را انکار میکنند. امروز در قبال جنایت‌ها و نژاد پرستی‌‌های رژیم باکو سر تعظیم فرو آورده اند.

با شما هستم به اصطلاح هویت طلبان آذربایجان! شمایی که آذربایجانی‌های ایران و آذری‌های آن سوی ارس را یک ملت متحد، دوست، بردار و همپیمان میدانید. چگونه است که در پاسخ به عدم تدریس زبان مادری در مدارس ایران، بیفکرانه ایران را کشوری جعلی میدانید اما تبعیض‌های جنسی‌ و قومیتی و مذهبی‌ حاکم بر رژیم باکو را می‌پذیرید که هیچ، اعتراضات مردمی به آن را هم سانسور می‌کنید؟

چگونه است که فاجعه خشک شدن دریاچه ارومیه را ناشی‌ از حکومت آپارتاید فارسی میدانید اما از خشک شدن چشمه‌های فرهنگ و هنر در آنسوی ارس بیخبرید؟

چگونه است که به دروغ ادعا می‌کنید کودکان آذربایجانی به زور شلاق فارسی یاد میگیرند اما کتک خوردن دختر بچه‌ای به دست پلیس را در خیابان‌های باکو نادیده میگیرید؟

چگونه است که برادران و هموطنان کرد و فارس زبان خود را با بدترین الفاظ توهین آمیز خطاب می‌کنید اما از نادیده گرفته شدن حقوق اولیه لزگی‌ها، تالشی‌ها، ارمنی‌ها، گرجی‌ها و… در آذربایجان شکایتی ندارید؟

چگونه با نژاد پرستی‌ تمام عیار به ملت ارمنستان توهین می‌کنید اما صدای فریاد تظاهرات کنندگانی که ناتوانی الهام علیف را در حل مناقشه قره باغ بازخواست میکنند نمیشنوید؟

چگونه برای مقابله با رژیم ولایت مطلقه فقیه فرهنگ و هنر و تاریخ ایران را زیر سوال میبرید اما ریاست جمهوری وراثتی خاندان علیف خاطر شما را مشغول نمیکند؟

آیا غیر از این است که احساس تنهایی‌ می‌کنید و هربار که تضاد افکار آذربایجان با اهداف پلید شما آشکار میشود پناهی جز دخمه‌های رژیم وحشت باکو نمیابید؟

به عنوان کوچکترین فرزند سبلان باز هم شما را یاد آور میشوم که آغوش ملت ایران همیشه برای شما باز است اگر اشتباهات خود را بپذیرید و دست از کینه و نفرت افروزی بردارید.

پاینده باد ایران و سر پر غرور آن آذرآبادگان.

جان می‌دمد در تن مرا تا جان آذربایجان ~~~ سر می‌‌دهد در جسم من سامان آذربایجان
ثبت است اندر صفحه خاطر مرا نام خوشش ~~~ نقش است بر لوح دلم عنوان آذربایجان
از غارت زاغ و زغن دیگر مگو با من سخن ~~~ تیز است داس و تیشه دهقان آذربایجان
آتش به جانم میزند یاد شهیدان وطن ~~~ خون میچکد از دیده گریان آذربایجان
مردان آذربایجان قهرند با خصم وطن~~~ سخت است با مام وطن پیمان آذربایجان