۴۰۵ سال پیش در چنین روزی، گنجه به دامان میهن بازگشت

3 دیدگاه

۴۰۵ سال پیش (۱۶۰۶ میلادی) در چنین روزهایی لشکریان قزلباش شاه عباس صفوی که برای مقابله با سربازان عثمانی وارد قفقاز شده بودند توانستند شهر گنجه واقع در جمهوری آذربایجان کنونی را از دشمن بازپس گیرند، در جریان نبرد بیش از دو هزار و پانصد تن از سربازان عثمانی کشته شدند و محمد پاشا که از سوی سلطان عثمانی به امارت گنجه گماشته شده بود به اسارت ایرانیان درآمد. پس از آن پیروزی‌های ارتش ایران ادامه پیدا کرد و عثمانیان با تلفات فراوان تمامی منطقه قفقاز و ایروانات را که چندی پیش اشغال کرده بودند، از دست دادند.

پس از اخراج عثمانی‌ها شاه عباس صفوی از منطقه قفقاز و شهر‌های تفلیس (در گرجستان امروزی) و ایروان (در ارمنستان امروزی) دیدن کرد. وی دستور بازسازی خرابی‌های وارده ناشی از حمله عثمانی را صادر کرد و سپس به پایتخت خویش بازگشت.

 

Advertisements

این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست

8 دیدگاه

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست / این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست / آن دختـــــــــــر چشم آبی گیسوی طلایی / طناز سیه چشــــــــــم چو معشوقه من نیست / آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت / هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست / در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان / لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست / در دامن بحر خزر و ساحل گیلان / موجی است که در ساحل دریای عدن نیست / در پیکر گلهای دلاویز شمیران / عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست / آواره ام و خسته و سرگشته و حیران / هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست / آوارگی وخانه به دوشی چه بلاییست / دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست / من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ / در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست /. هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران / بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست /. پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران / لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست. / هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ / چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست / این کوه بلند است ولی نیست دماوند / این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست / این شهرعظیم است ولی شهرغریب است / این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

 

گفتگوی منتشر نشده با زنده یاد دکتر عنایت الله رضا

۱ دیدگاه

در این مصاحبه نسبتا مفصل به نکات مهمی چون غائله فرقه دموکرات در آذربایجان، مناقشه بر سر نام اصلی «دریای شمال ایران» و سیاست اصلی حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی سابق در رابطه با مسائل داخلی ایران، پرداخته می‌شود. دکتر عنایت الله رضا فلسفه‌دان، نویسنده و محقق تاریخ و جغرافیای تاریخی ایرانی بود که تحقیقات بسیار زیادی در زمینه ایران‌شناسی از وی به یاد مانده است. بررسی خاطرات و عقاید ایشان به دلیل سابقه عضویت طولانی مدت در حزب توده و فرقه دموکرات می‌تواند بسیار مفید باشد.

عمر جهان بر من گذشته است

دکتر عنایت‌الله رضا از جمله روشنفکران چپ ستیزی بود که تجربه حیات چپ و حتی زندگی طولانی مدت را در شوروی داشت. او در خرداد سال ۱۲۹۹ به دنیا آمد و ۹۰ سال و یک ماه و دو روز بعد در ۲۰ تیر ۱۳۸۹ درگذشت. در رشت و تهران درس خواند و وارد نیروی هوایی ایران شد. بعد از شهریور ۱۳۲۰ به حزب توده پیوست و پس از آن به دستور حزب توده وارد فرقه دموکرات آذربایجان شده و به تبریز رفت. پس از این بود که زندگی در شورش را تجربه کرد. برای اولین بار حدود یک سال قبل از درگذشتش بود که او را دیدم. به گمانم زمستان ۱۳۸۸ بود حاصل این دیدار گفت‌و‌گویی دراز دامن شد که بخش‌هایی از آن در ادامه می‌باشد دکتر عنایت‌الله رضا برای من فردی بغایت جالب بود او تجربه زندگی و فراز و نشیب‌هایی به شدت عجیب و غریب را داشت به او که زنگ زدم، گفتم شمالی‌ام و می‌خواهم با او صحبت کنم در مورد کار‌ها و زندگی‌اش پذیرفت و صحبت کردیم. نه تنها هم استانی بلکه همشهری و به قول معروف از یک روستا از اب در آمدیم. این مسأله سبب شد یخش خیلی زود باز شود و بتوانیم بی‌تعارف و صمیمی با هم حرف بزنیم. پدر بزرگش از اهالی یکی از روستاهای شهرستان آستانه اشرفیه بود، یعنی‌‌ همان شهر من نیز. با هم حرف زدیم از هر دوی تجربه‌هایی بی‌تظیر داشت و دانشی فراوان و گسترده در حوزه کاری‌اش. با هم حرف زدیم از هر دری. تجربه‌هایی بی‌نظیر داشت و دانشی فراوان و گسترده در حوزه کاری‌اش. مارکسیسم و تاریخ را مسلط بود و به هیچ وجه نمی‌شد او را در دست‌اندازهای زمان مارکسیست‌های جدید گیر انداخت اما مهم‌تر از همه این‌ها عزت نفس عجیب او بود. وقتی از او پرسیدم آیا برای خاطراتش پایانی متصور هست با خنده گفت: پسر جان! عمر جهان بر من گذشته است.

بیشتر

نقش استعمار پیر در جدایی بخش هایی از سیستان و بلوچستان از ایران

۱ دیدگاه

بر آن بودم تا پیرامون تکه تکه شدن ناحیه ایرانی سیستان و بلوچستان، جستاری بنویسم. با بررسی دریافتم که سیر جدایی بخشی از این ناحیه از میهن توسط سروری سیستان پژوه و فاضل، جناب احمد پهلوان انجام گرفته و بیشک جستاری دانشی و مستدل و خردورزانه است. خواهید دید که دیار رستم چگونه به مکر بریتانیا و نیز بی‌خبری دولتمردان قاجاریه به مکر و نیرنگ از ایران جدا شد و اینک مردم ارجمند آن دیار که از کانون‌های نخستین فرهنگ و مدنیت دیر پای ایرانی است به دلیل برهم خوردن توازن ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک و حتی اکولوژیک منطقه چه تاوان سختی پرداخته‌اند و دیری است که آبادانی و سرسبزی از ان دیار که همواره مورد ستایش فردوسی بوده رخت بر بسته است. فردوسی در داستان نبرد رستم و اسفندیار که در کنار رود هیرمند رخ داده، چندین بار کلمة «ایران» را بر سرزمین بلخ و زابلستان اطلاق کرده است. وی گفتگوی گشتاسب کیانی با پسرش اسفندیار را در بلخ، چنین شرح داده است:

بیشتر

رود خروشان ارس یا آراز

دیدگاه‌ها برای رود خروشان ارس یا آراز بسته هستند

رودخانه زیبا و پرخروش ارس (به ترکی آذربایجان: آراز) از منطقه «آرپا چای» در ترکیه سرچشمه می‌گیرد بعد از طی نزدیک به ۴۵۰۰ کیلومتر به رود کورا می‌پیوندد و در ‌‌نهایت در منطقه «تالش گُشتاسبی» در جمهوری آذربایجان به دریای کاسپین می‌ریزد.

 

بیشتر