فراخوان بازی وبلاگی با موضوع «فدرالیسم و ایران»

13 دیدگاه

فدرالیسم و اجرای آن در ایران، چگونگی اجرا و چرایی آن موضوعیست که از مدتها قبل مطرح شده است و با اینکه هرچند وقت به آن اشاره‌ای می‌شود هیچگاه به صورت مفصل مورد بحث قرار نگرفته است و بحث‌های پراکنده انجام شده هم نتیجه مشخصی نداشته‌اند.

در شرایطی که به نظر می‌رسد چهره‌های شاخص سیاسی اهمیتی به مسائل قومی در ایران نمی‌دهند و اشارات‌گاه به‌گاه هم تاثیر قابل توجهی نداشته باشند با این فراخوان از وبلاگ نویسان و فعالان سیاسی و اجتماعی در خواست می‌شود نظرات و اندیشه‌های خود پیرامون فدرالیسم، فدرالیسم در ایران و پیامد‌های مثبت و منفی اجرای فدرالیسم در ایران را با دیگران به اشتراک گذاشته تا گامی دیگر به یک جمعبندی نسبی در رابطه با این موضوع نزدیک شویم.

از دوستان و هموطنان وبلاگنویس دعوت می‌شود تا تاریخ جمعه ۲۵ فروردین ماه مطالب خود را منتشر کنند.

هموطنانی که به هر دلیل توانایی استفاده از خدمات وبلاگ نویسی را ندارند می‌تواند با ارسال امیل به آدرس ذیل نظرات خود را به دست اینجانب برسانند تا در وبلاگی با همین عنوان منتشر شوند.

همچنین هموطنان وبلاگ نویسی که به سایت بالا‌ترین دسترسی ندارند می‌تواند با استفاده از همین امیل یا بخش کامنتهای همین فراخوان نگاشته‌های خود را به دست من برسانند تا برای ارسال آن‌ها به بالا‌ترین ترتیب اثر داده شود.

SAVALANOGHLU@YMAIL.COM

Advertisements

اعتراض وبلاگ نویسان سبز به ایجاد فضای سرکوب و اختناق در کردستان

دیدگاه‌ها برای اعتراض وبلاگ نویسان سبز به ایجاد فضای سرکوب و اختناق در کردستان بسته هستند

در شرایط جاری، حکومت خودکامه ایران در ضعیف ترین وضعیت ممکن از نظر مشروعیت داخلی و بین المللی به سر می برد. از همین روست که جمهوری اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر  بحران مشروعیتی که بدان گرفتار آمده، نیروهای سرکوبگرش را به بهانه مقابله با فعالیت نیروهای های تروریستی و جدایی طلب  و در عمل به منظور ایجاد جو رعب و وحشت به منطقه کردستان فرستاده است. لذا جمعی از وبلاگ نویسان سبز در حمایت از مردم کردستان، ضمن اعتراض به سیاست های سرکوبگرانه حکومت ایران ، موارد ذیل را اعلام می دارند:

بیشتر

گفتگوی منتشر نشده با زنده یاد دکتر عنایت الله رضا

۱ دیدگاه

در این مصاحبه نسبتا مفصل به نکات مهمی چون غائله فرقه دموکرات در آذربایجان، مناقشه بر سر نام اصلی «دریای شمال ایران» و سیاست اصلی حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی سابق در رابطه با مسائل داخلی ایران، پرداخته می‌شود. دکتر عنایت الله رضا فلسفه‌دان، نویسنده و محقق تاریخ و جغرافیای تاریخی ایرانی بود که تحقیقات بسیار زیادی در زمینه ایران‌شناسی از وی به یاد مانده است. بررسی خاطرات و عقاید ایشان به دلیل سابقه عضویت طولانی مدت در حزب توده و فرقه دموکرات می‌تواند بسیار مفید باشد.

عمر جهان بر من گذشته است

دکتر عنایت‌الله رضا از جمله روشنفکران چپ ستیزی بود که تجربه حیات چپ و حتی زندگی طولانی مدت را در شوروی داشت. او در خرداد سال ۱۲۹۹ به دنیا آمد و ۹۰ سال و یک ماه و دو روز بعد در ۲۰ تیر ۱۳۸۹ درگذشت. در رشت و تهران درس خواند و وارد نیروی هوایی ایران شد. بعد از شهریور ۱۳۲۰ به حزب توده پیوست و پس از آن به دستور حزب توده وارد فرقه دموکرات آذربایجان شده و به تبریز رفت. پس از این بود که زندگی در شورش را تجربه کرد. برای اولین بار حدود یک سال قبل از درگذشتش بود که او را دیدم. به گمانم زمستان ۱۳۸۸ بود حاصل این دیدار گفت‌و‌گویی دراز دامن شد که بخش‌هایی از آن در ادامه می‌باشد دکتر عنایت‌الله رضا برای من فردی بغایت جالب بود او تجربه زندگی و فراز و نشیب‌هایی به شدت عجیب و غریب را داشت به او که زنگ زدم، گفتم شمالی‌ام و می‌خواهم با او صحبت کنم در مورد کار‌ها و زندگی‌اش پذیرفت و صحبت کردیم. نه تنها هم استانی بلکه همشهری و به قول معروف از یک روستا از اب در آمدیم. این مسأله سبب شد یخش خیلی زود باز شود و بتوانیم بی‌تعارف و صمیمی با هم حرف بزنیم. پدر بزرگش از اهالی یکی از روستاهای شهرستان آستانه اشرفیه بود، یعنی‌‌ همان شهر من نیز. با هم حرف زدیم از هر دوی تجربه‌هایی بی‌تظیر داشت و دانشی فراوان و گسترده در حوزه کاری‌اش. با هم حرف زدیم از هر دری. تجربه‌هایی بی‌نظیر داشت و دانشی فراوان و گسترده در حوزه کاری‌اش. مارکسیسم و تاریخ را مسلط بود و به هیچ وجه نمی‌شد او را در دست‌اندازهای زمان مارکسیست‌های جدید گیر انداخت اما مهم‌تر از همه این‌ها عزت نفس عجیب او بود. وقتی از او پرسیدم آیا برای خاطراتش پایانی متصور هست با خنده گفت: پسر جان! عمر جهان بر من گذشته است.

بیشتر

نقش استعمار پیر در جدایی بخش هایی از سیستان و بلوچستان از ایران

۱ دیدگاه

بر آن بودم تا پیرامون تکه تکه شدن ناحیه ایرانی سیستان و بلوچستان، جستاری بنویسم. با بررسی دریافتم که سیر جدایی بخشی از این ناحیه از میهن توسط سروری سیستان پژوه و فاضل، جناب احمد پهلوان انجام گرفته و بیشک جستاری دانشی و مستدل و خردورزانه است. خواهید دید که دیار رستم چگونه به مکر بریتانیا و نیز بی‌خبری دولتمردان قاجاریه به مکر و نیرنگ از ایران جدا شد و اینک مردم ارجمند آن دیار که از کانون‌های نخستین فرهنگ و مدنیت دیر پای ایرانی است به دلیل برهم خوردن توازن ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک و حتی اکولوژیک منطقه چه تاوان سختی پرداخته‌اند و دیری است که آبادانی و سرسبزی از ان دیار که همواره مورد ستایش فردوسی بوده رخت بر بسته است. فردوسی در داستان نبرد رستم و اسفندیار که در کنار رود هیرمند رخ داده، چندین بار کلمة «ایران» را بر سرزمین بلخ و زابلستان اطلاق کرده است. وی گفتگوی گشتاسب کیانی با پسرش اسفندیار را در بلخ، چنین شرح داده است:

بیشتر

بمباران ارگ تبریز در زمان محمدعلی شاه قاجار

6 دیدگاه

تصویری منتسب به بمباران ارگ تبریز در زمان درگیری های مشروطه خواهان به رهبری ستارخان و باقرخان با ارتش محمدعلی شاه قاجار.

دیریست ارس میان ما جدایی افکنده

7 دیدگاه

برادر و خواهر عزیز آذری من، قرن‌ها من و تو فرزندان یک میهن محسوب میشدیم، قرن‌ها برای حفاظت از یک ملت و از یک کشور پا به پای هم جنگیده ایم و خون داده ایم.

از جبر زمانه دیریست ارس میان ما مرزی شده و منو تو دور از هم افتاده ایم. اما هنوز ریشه‌ها و پیوند‌های گذشته را فراموش نکرده ایم. هنوز فرهنگ و تمدن ما رنگ و بوی یکسانی دارد، از زبان و مذهب تا هنر و شعر و موسیقی. هنوز هم برای احیای پیوند‌های دیرینه دیر نشده، هنوز هم من و تو میتوانیم دوباره پای به پای هم در مسیر آزادگی و انسانیت گام برداریم. همانطور که در گذشته بزرگانی چون بابک خرمدین از میان ما سر برفراشتند.

در این زمانه سخت که جهان انسانیت و زیبایی‌ فرهنگ و هنر انسانی‌ را فراموش کرده ما میتونیم دوباره دست در دست هم طلایه دار کاروان فرهنگ بشری باشیم و سپاس گذار میراث ارزشمند ایرانی‌.

آقا محمد خان قاجار، خدمت‌ها و خیانت‌ها

16 دیدگاه

این پیکره منسوب به آقا محمد خان قاجار، بنیانگر سلسله قاجاریه است و مناسبت آن هفدهم ژوئن که اقا محمد خان توانست محاصره کرمان را بشکند و لطفعلی خان زند را از انجا فراری دهد. می‌ماند روایت‌های عامیانه و بزرگنمایی‌هایی چون در آوردن بیست هزار جفت چشم از مردمان کرمان و قتل عام مردم تفلیس!

بی‌آنکه بخواهیم از آقا محمد خان قاجار، کوروش بزرگ یا انوشیروان عادل بسازیم بایستی آشکارا بگوییم اعتبار روایت چشمهای مردم کرمان و کشتار مردم تفلیس تا حدود زیادی سست و بر اساس اسناد نویافته حداقل در مورد تفلیس به کلی بی‌اعتبار است. کیست که نداند اقا محمد خان فرزند زمانه خود بود و شوربختانه استناد ما در داوری‌های تاریخی همچون همیشه پرزنتیسم عینک امروز را بر چشم می‌گذاریم تا رخداد‌های تاریخی دیروز را بنگریم و داوری کنیم و در پایان با چاشنی تاریخ نگری کمونیستی تاریخ ایران می‌شود اکنده از جنایات و ستم و تاریخ غرب می‌شود دموکراسی پارلمانی چند حزبی با انتخابات ادواری!

بیشتر

Older Entries