مظلوم نمایی پان ترکیسم با استفاده از عکس های جعلی در رابطه با مناقشه قره باغ

72 دیدگاه

پیش از هرچیز باید عنوان کنم که دفاع از جنگ و خونریزی و به هیچ عنوان پذیرفته نیست و به عنوان یک انسان امیدوارم مناقشه قره باغ هرچه زودتر پایان پذیرد و دیگر شاهد جنگ و جنایت های ضد بشری نباشیم. اما لازم میدانم بخشی از جعلیات منتشر شده از سوی ارگان های اطلاعاتی جمهوری آذربایجان و پانترک های نژاد پرست را افشا کنم. زیرا اینطور به نظر میرسد که این جریانات با انتشار این جعلیات و بزرگ نمایی در مورد فاجعه خوجالی و سایر حوادث تلخ جنگ قره باغ  قصد دارند تحریفات تاریخی و ایدئولوژی فاشیستی خود را در قالب مظلوم نمایی و با نقاب حقوق بشر به دیگران تلقین کنند. پانترک ها که در تاریخ و آمار و همه چیز دروغ میگویند در انتشار عکس های دروغین به قصد مظلوم نمایی نیز تبحر دارند. در اینجا تعدادی از عکسهای دروغین پانترک ها در مورد جنگ قره باغ را بررسی میکنیم.

پانترکها چون از ارمنیان در جنگ قره باغ شکست خوردند به ناچار برای ادامه جنگ روانی رو به این حرکات مفتضحانه آوردند. در این جنگ به مانند هر جنگ دیگری ارتش هر دو کشور مرتکب جنایات زیادی شدند. پس از پیروزی ارمنیان، پانترک ها برای ایجاد نفرت بیشتر از ارامنه در دل مردم آذربایجان با عکسهای جعلی رو به مظلوم نمایی آوردند. در اینجا توضیحات خوبی در مورد این عکسهای جعلی میدهیم و باز ثابت خواهد شد که مکتب پانترکیسم که در تاریخ دروغ میگوید (ترک بودن ایلامیها و مادها و سومریها و بابک خرمدین..) و در آمار دروغ میگوید (۴۰ ملیون ترک در ایران! و سه برابر کردن آمار ترکزبانان) , در مظلوم نمایی نیز عکسهای جعلی درست میکند.

بیشتر

سکوت پر معنی محافل به اصطلاح هویت طلب در قبال جنایت‌های اخیر رژیم باکو

8 دیدگاه

با گذشت مدت قابل توجهی‌ از انتشار اخبار درگیری‌های سیاسی اخیر در باکو تا کنون هیچ بازتابی از این اتفاقات را در رسانه‌‌های به اصطلاح هویت طلبانه گرگ‌های خاکستری شاهد نبوده ایم. مساله تأسف باری که بسیاری از دست‌های پشت پرده را نمایان کرده است.

خود فروختگان بی‌ مایه‌ای که با ادعای پوچ حمایت از ملت(!؟) ترک آذربایجان از هیچ اهانتی به ایران و ایرانی‌ فروگذار نکرده اند اکنون در قبال جنایت‌های رژیم الهام شاه سکوت معنا داری را اختیار کرده اند.

همان نشریات و به اصطلاح ژورنالیست‌های ناتوانی که مردم آذربایجان و اران را یک ملت واحد میدانند و هویت و ملیت ایرانی‌ آذربایجان را انکار میکنند. همان‌هایی‌ که به زعم خودشان در تلاش برای حفظ هویت آذربایجان از هیچ توهینی به سرمایه‌های تاریخی‌ ایران فرو نمی‌گذارند و سخیف‌ترین اهانت را به شاخصه‌های هویت ایرانی‌ ،از عیلامیان و هخامنشیان و کورش و داریوش گرفته تا فردوسی و شاه عباس و ستارخان، روا می‌دارند. همان دزدان فرهنگی‌ که در عین نفرت از نام پاک ایران به تمام اندوخته‌های گرانبهای آن چشم طمع دارند و هرچه به دستشان می‌رسد از نظامی و مولوی تا خواجه نصیر الدین طوسی و صفویان و امیرکبیر و شهریار و حتی دکتر مصدق را به نام خود ثبت میکنند. همان‌هایی‌ که باعث و بانی‌ تمام مشکلات آذربایجان را اقوام نژاد پرست (؟!) فارس و کرد و ارمنی و… میدانند و همواره در حال کینه پراکنی میان ایرانیان هستند و از این همه بی‌ شرافتی هیچ شرمسار نیستند و چنان غرق در اندیشه‌های نژاد پرستانه اند که بدیهیات تاریخی‌ چون کشتار ارامنه و خیانت فرقه دموکرات به آذربایجان را انکار میکنند. امروز در قبال جنایت‌ها و نژاد پرستی‌‌های رژیم باکو سر تعظیم فرو آورده اند.

با شما هستم به اصطلاح هویت طلبان آذربایجان! شمایی که آذربایجانی‌های ایران و آذری‌های آن سوی ارس را یک ملت متحد، دوست، بردار و همپیمان میدانید. چگونه است که در پاسخ به عدم تدریس زبان مادری در مدارس ایران، بیفکرانه ایران را کشوری جعلی میدانید اما تبعیض‌های جنسی‌ و قومیتی و مذهبی‌ حاکم بر رژیم باکو را می‌پذیرید که هیچ، اعتراضات مردمی به آن را هم سانسور می‌کنید؟

چگونه است که فاجعه خشک شدن دریاچه ارومیه را ناشی‌ از حکومت آپارتاید فارسی میدانید اما از خشک شدن چشمه‌های فرهنگ و هنر در آنسوی ارس بیخبرید؟

چگونه است که به دروغ ادعا می‌کنید کودکان آذربایجانی به زور شلاق فارسی یاد میگیرند اما کتک خوردن دختر بچه‌ای به دست پلیس را در خیابان‌های باکو نادیده میگیرید؟

چگونه است که برادران و هموطنان کرد و فارس زبان خود را با بدترین الفاظ توهین آمیز خطاب می‌کنید اما از نادیده گرفته شدن حقوق اولیه لزگی‌ها، تالشی‌ها، ارمنی‌ها، گرجی‌ها و… در آذربایجان شکایتی ندارید؟

چگونه با نژاد پرستی‌ تمام عیار به ملت ارمنستان توهین می‌کنید اما صدای فریاد تظاهرات کنندگانی که ناتوانی الهام علیف را در حل مناقشه قره باغ بازخواست میکنند نمیشنوید؟

چگونه برای مقابله با رژیم ولایت مطلقه فقیه فرهنگ و هنر و تاریخ ایران را زیر سوال میبرید اما ریاست جمهوری وراثتی خاندان علیف خاطر شما را مشغول نمیکند؟

آیا غیر از این است که احساس تنهایی‌ می‌کنید و هربار که تضاد افکار آذربایجان با اهداف پلید شما آشکار میشود پناهی جز دخمه‌های رژیم وحشت باکو نمیابید؟

به عنوان کوچکترین فرزند سبلان باز هم شما را یاد آور میشوم که آغوش ملت ایران همیشه برای شما باز است اگر اشتباهات خود را بپذیرید و دست از کینه و نفرت افروزی بردارید.

پاینده باد ایران و سر پر غرور آن آذرآبادگان.

جان می‌دمد در تن مرا تا جان آذربایجان ~~~ سر می‌‌دهد در جسم من سامان آذربایجان
ثبت است اندر صفحه خاطر مرا نام خوشش ~~~ نقش است بر لوح دلم عنوان آذربایجان
از غارت زاغ و زغن دیگر مگو با من سخن ~~~ تیز است داس و تیشه دهقان آذربایجان
آتش به جانم میزند یاد شهیدان وطن ~~~ خون میچکد از دیده گریان آذربایجان
مردان آذربایجان قهرند با خصم وطن~~~ سخت است با مام وطن پیمان آذربایجان

چالش میان دو هویت ایرانی و ترکی در عصر کنونی

29 دیدگاه

ارزیابی وضعیت کنونی پانترکیستها از جنبه های فرهنگی و اجتماعی و همچنین پیش بینی اقدامات آتی آنان از اهمیت بسیار برخوردار است. آنچه که اکنون از دید ناظران پنهان نیست، چرخش مشکوک و مصلحت طلبانه پانترکان است که در رسانه های بیشمار خویش و رادیو فردا و صدای آمریکا ، خود را تجزیه طلب معرفی نکرده و حرکت خود را صرفا مدنی و حتی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی معرفی می نمایند. اینکه در راستای پوشش های رسانه ای جدید مانند رادیو فردا و صدای آمریکا فعالیت پانترکان داخلی نیز بیشتر شده، نشان از هم راستایی این سامانه ی ستون پنجم، با سیاست های نئوکان های محافظه کار آمریکایی دارد. چندی است که در اقدامی کاملن عجیب و شگفت انگیز، بسیاری از برنامه های صدای آمریکا برای دامن زدن به قوم گرایی در کشور بوده و چنان از اقوام ایرانی به عنوان موزائیک قومی یاد می کنند که تو گویی در ایران جنگ آذری و فارس راه افتاده است. از سویی دیگر، به بیراهه رفتن این دشمنان نیز مایه شادی است که به خیال خود می توانند بر اختلافات قومی و زنده کردن جنبش های استقلال طلبانه سرمایه گذاری کنند. اگر چه می توان اقدامات واشنگتن را در راستای فشار بر تهران برای پروژه هسته ای ارزیابی کرد که در این صورت نیز عایدی مورد نظر را نخواهند داشت.

بیشتر

توزیع کتاب های قوم گرایانه در غرفه کتاب جمهوری آذربایجان

6 دیدگاه

غرفه کتاب جمهوری آذربایجان در نمایشگاه کتاب اقدام به عرضه کتاب «مرزها و برادری» – ایران و چالش هویت آذربایجانی – اثر برندا شیفر استاد دانشگاه تل آویو نمود. این غرفه که توسط سفارت جمهوری آذربایجان در ایران مدیریت می شود و تنها غرفه از این جمهوری تازه استقلال یافته است در بخش بین المللی بیست و سومین نمایشگاه کتاب اقدام به توزیع و فروش کتاب هایی از ناشران قوم گرای داخلی می نماید و تعدادی از کتب جمهوری آذربایجان نیز تنها به نمایش گذاشته شده اند و جهت فروش عرضه نمی شوند. کتاب مرزها و برداری در سال85 توسط نشریه دانشجویی اولوس از دانشگاه تهران با ترجمه یاشار صدقیانی آذر بدون مجوز فرهنگ و ارشاد منتشر و در سطح کشور توزیع گردید. این در حالی است که نشریات دانشجویی اجازه انتشار کتاب را ندارند و انتشار کتاب تابع مقررات وزارت ارشاد می باشد

بیشتر

نگرش سخیف و غیر انسانی ترکان عثمانی پیرامون ترک و زبان ترکی

2 دیدگاه

نگرش سخیف و غیر انسانی ترکان عثمانی پیرامون ترک و زبان ترکی

هر گونه زبان و گویشی -حتی اگر غیر مکتوب باشدو به انسانها معرفت و اگاهی بخشد با ایجاد روابط اجتماعی-شعرها و احساسات سبب تبادل اندیشه ها می گردد.زبان میراثی اجتماعی و انسانی است که می بایستی گرامی داشته شود.زبان ترکی علاوه بر پیشینه تاریخی کمابیش از هزار سال پیش شکل نوشتاری نیز پیدا کرد و پس از مدتی که از زمامداری عثمانیان سپری شد- به تدریج همراه با زبانهای فارسی و عربی در بیان احساسات و اشعار و نیز امورات دیوانی به زبان رسمی عثمانی ها بدل گشت.حال پیش از ان زبان رسمی و اداری ترکان حاکم بر ایران و سلجوقیان اناتولی روم فارسی بود.این در حالی است که چنین پیشینه ای برای کاربرد زبان ترکی در دولتهای حاکم بر ایرانزمین در امور سیاسی و دیوانی وجود نداشت و اصولا ترکی فاقد ان میزان پشتوانه بود که جایگزین فارسی شود.در سده اخیر گروهی بر انند تا با ایجاد جنجال های مصنوعی ستیز میان فارسی زبانان و ترکی زبانان ایران را که هیچ گونه پیشینه ریشه داری ندارد در راستای پاره از اهداف تجزیه طلبانه ترویج نمایند و کار به جایی رسیده است که از واژه های مجعولی چون ازربایجان به جای آذرابادگان و آذربایجان و فارسستان به جای بخش پارسی گوی ایران نام برده و با روندی کینه توزانه و غیر علمی برانند تا با پی گیری ژور نالیسم کم مایه تبلیغاتی پشتوانه دید گاه نادرست خود را تحقیر زبان ترکی از سوی —به زعم انان—شوونیست های فارس!!؟قلمداد کنندو جوانان و افراد پاکدل و کم تجربه را که به درستی عاشق زبان مادری ترکی اذربایجانی هستند بفریبند و احساسات پاک انان را دستمایه راهبرد تجزیه طلبانه خویش سازند.

بیشتر

نژاد پرستی‌ از نوع ترکی‌

8 دیدگاه

نژاد پرستی‌ از نوع ترکی‌

بوزقورد(گرگ خاکستری) یا به زبان ترکی‌ آناتولی بوزکورت تفکریست که نژاد ترک را برترین نژاد‌ها میداند.

این پیکره روی جلد نشریه>>بوز کورت<<یا گرگ خاکستری ارگان جریان پانترکیسم را نشان می دهد.پاره جغرافیایی درون نقطه چین امپراطوی آرمانی جریان نژاد گرای پانتر کیسم است.سرزمینی که بخشی از مغولستان-چین-روسیه-ایران-اوکراین-تاجیکستان-افغانستان-گرجستان-آران-ارمنستان-یونان-ازبکستان-ترکمنستان-عراق-سوریه-اردن-مجارستان-بلغارستان و….را شامل میشود.نکته بسیار جالب و شگفت اور عبارت نژاد پرستانه >>>نژاد ترک برتر از همه نژاد هاست<<<بر روی جلد نشریه است!!!؟.شوربختانه امروز شاهد آنیم که این جریان ورشکسته که حتی در ترکیه و آران نیز جایگاهی ندارد بر ان است تا با سرباز گیری از دیار آذرابادگان -سیاست نژاد پرستانه خود را بر مهمترین بخش ایران تحمیل سازد .خوشبختانه تاکنون به جز اثر بخشی بر گروهی اندک که غالبا خارج از ایران به سر برده و از ایران دوستی ریشه دار فرزندان آذرابادگان اگاهی ندارند ناکام بوده است.به آن شمار اندک از جوانان نا آگاه و ساده اندیش که فریب این جریانهای الپ ارسلان و ضیا گوگ الپ ساخته و ایلچی بیگ بافته را خورده اند و پروفایل های خود را از نمادهای گرگ خاکستری اگنده ساخته اند هشدار می دهیم که نا دانسته به مبلغ یک جریان سیاسی فاشیستی و ضد بشری بدل گشته اند که بی شرمانه خود را بر ترین نژاد گیتی می دانند.شما در هیچ نوشتار افراطی جریان پان ایرانیسم نمی توانید جمله یا عبارتی را معا دل این جمله گرگ های خاکستری بیابید که به روشنی کوس برتری نزادی بزند.لازم به یاد اوری است که شماره ای از این نشریه را سال گذشته از کتابفروشی های مشهور استانبول___صحافلار چارشیسی __خریداری نموده اکنون جهت آگاهی شما آن را ارایه می کنم تا به کنه ضد بشری و فاشیستی این جریان که هیچ سنخیتی با دیار پاکان و آذرابادگان ندارد آشنا تر شوید.امروزه بیشتر تحلیل های سیاسی و جعلیات تاریخی جریان پان ترکیسم از آبشخور چنین نشریاتی سیراب می شود

ایراندوستی مردم نخجوان

3 دیدگاه

ایراندوستی مردم نخجوان

ناحیه ای که در نقشه به رنگ روشن مشخص شده است و بالای رود ارس واقع است نخجوان نام دارد. در این نقشه میتوان بخش بزرگی از ماورا قفقاز را در باختر دریای مازندران یا قزوین دید که نام تاریخی ان اران یا البان و یا اغوان است و از سال 1918با نام غیر تاریخی  «جمهوری اذربایجان» نامیده شده است.بحث پیرامون این ناحیه جغرافیایی نیازمند جستار ویژه و گسترده تری است اما دریغ است اگر سخن پیرامون نخجوان باشد و ایراندوستی مردمان ان ناحیه را پس از پایان جنگ جهانگیر نخست فراموش کنیم. یادآور میشوم که سرزمین اران و شروان پیش از جدایی آن از ایران بدنبال عهدنامه ننگین ترکمان چای و گلستان در عهد فتح علیشاه، به چند خان نشین و سلطان نشین تقسیم میشد که هر کدام نسبت به دیگری دارای اعتبار ویژه ای بود و در میان انها نخجوان بدلیل ویژگی کم مانند اب و هوایی از اعتبار خاصی بهره مند بود.اما نکته قابل یاد اوری این است که در سال هزارو دویست و نود و هشت 1298 خورشیدی، در دهم اردیبهشت مردم ایراندوست نخجوان در مقابل کنسولگری ایران گرد امدند و به تظاهرات پور شوری دست زدند که چندین روز به طول انجامید و خواسته اصلی تظاهر کنندگان، که شرایط پس از سقوط تزار را مناسب دیده بودند، آن بود تا سرزمینشان بار دیگر به ایران بپیوندد و چون تمامی طول تاریخ به عنوان ایرانی به تابعیت دوباره کشور ایران درآیند. انها در سخنرانی های پرشور خود و در تلگرافها به دولت ایران بارها بر ایرانی تبار بودن خود و اینکه 92سال است به زور از سرزمین پدری ایران جدا شده اند تاکید داشته و این تظاهرات مقابل کنسولگری ایران چندین روز به طول انجامید. اما افسوس آنکه این خواسته منطقی در فضای خیانت و بی تصمیمی سیاستگران سلسله بی لیاقت قاجار پاسخی ندید. در اینجا متن چند سند که اکنون در مرکز اسناد ایران هستند عینا به اگاهی میرسد.

——سند شماره 1–با ارم شیر و خورشید—

حضرت مستطاب اجل اکرم افخم اقدس ولیعهد گردون مهد روحنا فداه…..تصدق حضور مبارک شوم.قریب نود و دو سال است که به حکم قضا از شما جدا گشتیم.ما یک عضو ی از اعضای پر بهای شما بودیم.در این جدایی ما را چه تقصیری بود.مگر خون ما از خون شما و گوشت ما از گوشت شما نبود….سلام ما را به برادران خودمان که از هر حیث خون و دین برادران مایید برسانید…ای برادران دیتی برادران وطنی ای برادرانی که اجداد ما در یک خاک جانم داده و استخوان هایشان در یک خاک مدفونست بیایید که منتظر شما هستیم.

—-در پایان امضا بزرگان نخجوان–محل مهر–

سند شماره 2–سال 1298شمسی 1336 هجری–مقام منیع ریاست وزرای عظام شوکته—

از سه ماه قبل مکرر به استان مبارک والا حضرت اقدس و ان مقام رفیع ارزوی دیرین خود را که الحاق به وطن اصلی ایران است عرضه داشتیم و التجا نمودیم که عموم اهالی نخجوان و شرور و اردوباد و توابع بعد از زوال استبداد و استیلای غاصبانه امپراطوری روس با تمام احساسات وطن پرستانه چشم امید را به کعبه امال خود دولت علیه ایران دوخته اند……مجدادا این دولت علیه این قطعه جدا شده را در تحت اداره خود در اورده حیات سیصد هزار مسلمان ایرانی را تامین فرمایید….استدعای عاجزانه از شخص اشرف عالی که مسوول مقدرات نژاد ایرانی هستید داریم که بیش از این در نجات این ولایت خود داری نفرموده——–در پایان امضا نمایندگان مردم نخجوان و اردذوباد و شرور.———

اصل اسناد در مرکز امار موجود است. امید است مردم نخجوان و اران اصل خویش را به شهادت تاریخ از یاد نبرند و دیگر بار پس از رهایی از روسها فرصت طلبانشان انها زیر یوغ ترکیه نبرند و با زنجیر دیگری به بند کشیده نشوند.

در مباحث بعدی مستدلات تاریخی‌ بیشتری برای اثبات نام صحیح و اصلی‌ جمهوری جعلی آذربایجان ارائه خواهم کرد.

Older Entries