فراخوان بازی وبلاگی با موضوع «فدرالیسم و ایران»

13 دیدگاه

فدرالیسم و اجرای آن در ایران، چگونگی اجرا و چرایی آن موضوعیست که از مدتها قبل مطرح شده است و با اینکه هرچند وقت به آن اشاره‌ای می‌شود هیچگاه به صورت مفصل مورد بحث قرار نگرفته است و بحث‌های پراکنده انجام شده هم نتیجه مشخصی نداشته‌اند.

در شرایطی که به نظر می‌رسد چهره‌های شاخص سیاسی اهمیتی به مسائل قومی در ایران نمی‌دهند و اشارات‌گاه به‌گاه هم تاثیر قابل توجهی نداشته باشند با این فراخوان از وبلاگ نویسان و فعالان سیاسی و اجتماعی در خواست می‌شود نظرات و اندیشه‌های خود پیرامون فدرالیسم، فدرالیسم در ایران و پیامد‌های مثبت و منفی اجرای فدرالیسم در ایران را با دیگران به اشتراک گذاشته تا گامی دیگر به یک جمعبندی نسبی در رابطه با این موضوع نزدیک شویم.

از دوستان و هموطنان وبلاگنویس دعوت می‌شود تا تاریخ جمعه ۲۵ فروردین ماه مطالب خود را منتشر کنند.

هموطنانی که به هر دلیل توانایی استفاده از خدمات وبلاگ نویسی را ندارند می‌تواند با ارسال امیل به آدرس ذیل نظرات خود را به دست اینجانب برسانند تا در وبلاگی با همین عنوان منتشر شوند.

همچنین هموطنان وبلاگ نویسی که به سایت بالا‌ترین دسترسی ندارند می‌تواند با استفاده از همین امیل یا بخش کامنتهای همین فراخوان نگاشته‌های خود را به دست من برسانند تا برای ارسال آن‌ها به بالا‌ترین ترتیب اثر داده شود.

SAVALANOGHLU@YMAIL.COM

فدرالیسم و اندیشمندانی که نمی‌اندیشند

4 دیدگاه

یکی از بزرگ‌ترین ایرادات ما ایرانی‌ها شاید این باشد که نمی‌توانیم بگویم «نمی‌دانم»! همیشه تکرار کرده‌ایم که نادانی آن است که نخواهی بدانی, اما در عمل چه کرده‌ایم؟ در عمل همواره تاکید کرده‌ایم که من می‌دانم. و این باور خود بزرگ‌ترین مانع جستجو و تلاش و پیشرفت است. پس باید گفت که ما در عمل نادان بوده‌ایم.

اگر یک وبلاگ سیاسی ساختیم و چند کامنت افتخار آمیز سیاسی و اجتماعی نوشتیم احساس می‌کنیم در تحلیل و پیشبینی و چاره جویی سرآمد اندیشمندان عالم هستیم. بر همین اساس است که اگر برای مشکلی راه حلی نیابیم خود را شکست خورده و تنها و محکوم به فراموشی خواهیم یافت. حالا از محضر ما می‌پرسند ایران کشوریست با تنوع قومی و زبانی بی‌نظیر، چگونه می‌توان این تنوع فرهنگی را مدیریت کرد و مانع از بروز مشکلات قومی، نژادی و زبانی شد؟ چگونه می‌توان نظامی آموزشی متناسب با زبان‌های ایرانی طراحی و اجرا کرد؟ چگونه می‌توان برای هزاران شهر و روستا با ترکیب چند قومیتی و فراقومیتی قوانینی عادلانه و مناسب و درخور تصویب کرد؟

پاسخ دادن به این پرسش‌ها غیرممکن نیست اما چندان هم ساده نبوده و نخواهد بود که در کشور ما همواره اقلیت یا اکثریتی از شرایط قومی ناراضی بوده‌اند. زمانی که یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش اجتناب ناپذیر می‌شود، من و امثال من که همواره جوابی مناسب آماده کرده بودیم، لحظات خوبی را سپری نخواهیم کرد. اگر می‌توانستیم بگویم «نمی‌دانم! در این شکی نیست که حق تک تک شهروندان باید محفوظ باشد اما چگونگی آن را نمی‌دانم و کسی باید نظر بدهد که از حداقل‌هایی برخوردار است» مشکلی نبود. اما افسوس که شنیدن چنین پاسخی از یک هموطن تبدیل به آرزوی محال شده است.

چرا دیگران باید از ضعف من آگاه شوند؟ چرا نباید پاسخی داشته باشم؟ اگر در عمل باور می‌داشتیم که اعتراف به ندانستن و پرسیدن و تحقیق کردن ایرادی که ندارد هیچ، بلکه مفید و مثبت هم هست هیچ‌گاه از نداشتن پاسخ احساس ضعف نمی‌کردم اما چه کنم که محیط و اطرافیان و تصویری که خودم از خودم ترسیم کرده‌ام رفتاری متفاوت را به من دیکته می‌کنند. پس بهتر است جوابی پیدا کنم تا دیگران از ضعف من آگاه نشوند و آن تصویر افتخار آمیز و مغرورانه نشکند. چه پاسخی بهتر از فدرالیسم؟ امریکا، آلمان، کانادا و استرالیا را ببینید. من همین را برای کشورم می‌خواهم. من هم دوست دارم مثل شهروندان این کشور‌ها مورد احترام باشم، در سایه قانون و دموکراسی زندگی کنم و از جامعه‌ای متمدن و پیشرفته بهره بگیرم پس فدرالیسم بهترین راه حل است.

فرهنگی که اعتراف به ندانستن را ضعف و شکست نشان می‌دهد اثرات فاجعه آمیز دیگری هم دارد. در این فرهنگ اعتراف به اشتباه گناهی نابخشودنی است. در این فرهنگ یا فردی درست می‌اندیشد یا نادرست. اگر روزی فردی به اشتباه خود اعتراف کند برای همیشه به لیست سیاه افزوده می‌شود. لیست سیاه افرادی که قادر به درست فکر کردن نیستند و هیچگاه نمیتوان به آنها اعتماد کرد. همین فرهنگ بیمار است که تک تک افراد را وادار می‌کند تا پای سقوط بر اشتباه خود پافشاری کنند.

حال که من راه حل نجات کشورم را در فدرالیسم دیدم دیگر امکان ندارد نظر من تغییر کند. مهم نیست که به من بگویند کشور تو با امریکا و استرالیا فرق می‌کند. جواب من این خواهد بود که چرا باید فرق کند؟ چرا ما نباید مثل آن‌ها متمدن باشیم! مهم نیست که به من بگویند فدرالیسم بر مبنای قومیت نسیت و تا به حال سابقه نداشته است. چرا که می‌گویم اینقدر با قومیت‌ها دشمنی نکنید و فاشیست نباشید. مهم نیست که به من بگویند فدرالیسم همیشه برای تشکیل کشوری جدید از چند کشور یا مستعمره کوچک‌تر مورد استفاده قرار گرفته است و تا به حال کشوری یکپارچه تبدیل به چند ایالات نشده است چرا که اصلا اساس فدرالیسم با چنین چیزی تضاد دارد. جواب من این خواهد بود که اینقدر تاریخ پرست نباشید! اندکی تعصب بی‌جای ملی را کنار بگذارید و به آینده‌های روشن امکان تحقق بدهید…

جای چه حرفی باقی مانده؟ نمی‌دانم!

آینه چون نقش تو بنمود راست …  خود شکن، آئینه شکستن خطاست

 

نیرنگ فدرالیسم

19 دیدگاه

ایران کشوری است که از نظر حقوق بین الملل کاملا یکپارچه بوده و هیچ گاه و در هیچ معاهده حقوقی بین المللی، هیچ گونه مرز بندی درونی و یا تقسیم بندی قومی و مذهبی برای آن به رسمیت شناخته نشده است. از نظر حقوق حقوق بین الملل، هرگونه تغییر مرزهای کشورهای عضو سازمان ملل و خدشه دار کردن یکپارچگی سرزمینی آنها، مردود شناخته شد است. اولین و مهمترین نیرنگ تجزیه طلبان، برای تجزیه ایران تعریف مرزهای درونی بر اساس قومیتها در ایران است، سناریویی که بر اساس آن، مرزهای درونی باید به دست دولت ایران تعریف گردند و به رسمیت شناخته شوند. تا در نتیجه مقدمات به رسمیت شناخته شدن مرزهای درونی ایران در صنحه حقوق بین المللی فراهم گردد. بدیهی است که در صورت موافقت حکومت ایران، با تقسیم بندی ایران به واحدهای قومی، آنگاه تجزیه طلبان با کمترین هزینه و ساده ترین روش به هدفه نهایی خود یعنی تجزیه ایران نزدیک میگردند. به زبان ساده تر فدرال کردن ایران درست مانند آن است که حکومت ایران با دست خود، ملک مشاعی به نام ایران را تفکیک کرده و اقدام به صدور اسناد مالکیت تفکیکی جداگانه برای مناطق مختلف ایران نماید. با تفکیک مالکیت و صدور اسناد مالکیت جداگانه، تجزیه ایران بسیار ساده تر خواهد بود تا در شرایطی که هیچ گونه مرزبند درونی وجود ندارد و به رسمیت شناخته نشده است. بر همگان بدیهی است که تمرکز زدایی از قدرت مرکزی و واگذاری تصمیم گیریهای اقتصادی به مراکز استانها و بهرمندی بیشتره استانها از منابع طبیعی آنها اموری هستند که از نیازهای ایران امروز هستند و حتماً باید پیگیری شوند و تمرکز گرای و انتقال تمامی سرمایه های کشور به پایتخت و چند شهره بزرگ کشور از بزرگترین مشکلات ایران امروز هستند. ولی برای رهایی از این مشکل، فدرالیسم به هیچ وجه تنها راه حل نیست، بلکه بدترین راه حل میباشد. تجزیه طلبانی که شجاعت بیان نیات شوم خود را ندارند، خود را در پشت نقاب فدرالیسم پنهان کرده اند، چراکه میدانند طرح شعاره تجزیه ایران در این مرحله، هیچ جایگاه حقوقی وهیچ خاستگاه مردمی ندارد. لذا از نظرِ آنها باید در پشت نقابِ فدرالیسم پنهان شد تا پس از تقسیم سازی ایران به نواحی قومی و به رسمیت شناخته شدن آن در سطح بین المللی، به سمت هدفِ اصلی یعنی تجزیه ایران گام برداشت.

واقعیت آن است که، مشکلات ایران امروز نیاز به راه حلهایی دارند که اجرای آنها و دستیابی به آنها در قالب ایرانی متحد و یکپارچه امکان پذیر خواهد بود.
در شرایط خطیر حاکم بر منطقه و ایران، پرداختنِ به مباحث قومی و فدرالیسم انحراف و نیرنگی است بزرگ از مشکلات اصلی که ایران امروز با آن مواجه است وطرح این مساله انحرافی در حالی است که هدف تمامی ایرانیان وطن پرست می باید مبارزه برای ایجاد ایرانی باشد که در آن شرایط زیر فراهم باشد:

  • برقراری حکومت قانون (استقلال قوه قضایه).
  • برابری مذاهب.
  • تعریف مصالح ملی و الویت مصالح ملی بر مصالحی فردی و گروهی.
  • اجتناب از تنش آفرینی در سیاست های خارجی.
  • بهره برداری از تمامی ظرفیتهای کشور برای تولید ثروت و رشد اقتصادی.
  • محرومیت زدایی از مناطقی چون کردستان، بلوچستان، لرستان و جنوب خراسان.
  • توزیع متعادل ثروت ملی.
  • برخوردای از حق آموزش ربان مادری در کنار آموزش زبان ملی.

ایران امروز با وجود همه کمبودهایش از شرایط بالقوه بسیار بالایی برای جهش اقتصادی و سیاسی عظیم برخورداراست، جنگ-های رخ داده در خاورمیانه طی سه دهه گذشته و شرایط منطقه ای پس از آنها، ایران-زمین را از پتانسیل دفاعی بالایی برخوردار ساخته است، وسعت سرزمینی و ثروتهای خدادای ایران بویژه ذخایر عظیم گاز طبیعی ایران ثروتی بزرگ برای هر ایرانی محسوب می گردند و نسل جدید ایران زمین دچار تحولاتِ مثبت فکری و رفتاری شگرفی شده است.

در چنین شرایطی هر گونه صحبت از تجزیه، فدرالیسم و قومیت گرایی انحرافی است بزرگ از هدف اصلی ایران دوستان.